غلامحسین ابراهیمی دینانی:

مولانا به دنبال گره زدن حقیقت با زیبائی است

کد خبر : 61101 چهارشنبه 26 مهر 1396 - 18:13:19

عضو انجمن حکمت و فلسفه ایران گفت: فیلسوف به دنبال حقیقت و هنرمند در پی زیبایی است. در این بین مولوی به دنبال گره زدن و در هم آمیختن حقیقت با زیبایی است

به گزارش سیناپرس اصفهان غلامحسین ابراهیمی دینانی در نشست «مولانا و دنیای امروز ما» که بعد از ظهر امروز در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد، با اشاره به برگزاری چنین جلساتی با موضوع مولانا اظهار داشت: استقبال از این جلسه در فضائی چون دانشگاه صنعتی اصفهان، حاکی از آن است که مولانا همچنان زنده است و برای دنیای امروز ما حرف دارد، هرچند که قرن‌ها پیش از این دنیا رفته است.

 

وی افزود: متاسفانه مولانا را عده ای رومی نامیده اند و به غلط مولای رومی ترجمه کرده اند، در حالی که مولانا مولای بلخی است و همه باید او را مولای بلخی بخوانیم.

 

چهره ماندگار فلسفه  با اشاره به قرائت آیاتی از قرآن کریم در ابتدای جلسه بیان کرد: در یکی از این آیات که تلاوت شد، تمام حرف مولانا خلاصه شده است. در آن از آیه از خداوند با نام سمیع و علیم نام برده شد که هر دوی این کلمات در صیغه ی مبالغه است و مولانا می‌خواهد درباره سمیع و علیم شدن انسان سخن بگوید، ما حتی زمانی که می‌خوانیم تا بدانیم خواندن یعنی خود را خود می‌شنویم.


دینانی  با اشاره به این مصراع از مثنوی معنوی که "آدمی فربه شود از راه گوش" عنوان کرد: مولانا در ابتدای مثنوی با نام خدا مثنوی را شروع نمی‌کند، بلکه با بیت "بشنو" سخنانش را شروع می‌کند: "بشنو از نی چون شکایت می کند از جدایی ها حکایت می کند". چرا نی؟ چون نی غم انگیز است و گویی شکایت می‌کند، در نسخه‌ی قونیه نیز به صورت این بیت آورده شده است و البته نی ای می‌تواند خوب نواخته بشود که خالی باشد.

 

عضو انجمن حکمت و فلسفه ایران خاطر نشان کرد: پیامبران نی خداوند هستند، چرا حضرت ختمی مرتبت به این مقام رسید؟ چون شنید، البته خداوند در ما انسان‌های معمولی هم نه مانند وحی بلکه به صورت دیگری می‌تواند در ما بدمد. خدا در آدم ابوالبشر پدر تمام ما انسان‌ها دمید: "انی نفخت من روحی " همه ی ما می‌توانیم نفخه ی الهی را بیابیم، اما چرا صدای بعضی از این نی‌ها بهتر است؟ چون خالی شده است.

 

وی با اشاره به شخصیت علمی و معنوی مولانا اظهار داشت: مولانا یک عالم بود که چند درس فقهی و کلامی داشت، اما چه شد که تغییر کرد؟ به وسیله ی شمس تبریزی. کسی درباره‌ی شمس تبریزی چیزی نمی‌داند کسی نمی‌داند که بوده است و استادش کیست، تنها یک سری مقالات به وی منسوب است که می‌گویند شمس با کسی حرف نمی‌زد، چون کسی حرفش را نمی‌فهمید.

 

دینانی افزود:  بیتی منسوب به اوست که می گوید «من گنگ و خواب دیده عالم تمام کر/من عاجزم زگفتن وخلق از شنیدنش» یک عمر شمس دنبال کسی می‌گشت تا برایش حرفی بزند تا اینکه مولانا را یافت، با اینکه شمس به دلیل مشکلاتی که برایش درست کردند مولانا را ترک کرد، اما زبان عرفان مولانا گشوده شد و امروز شرق و غرب و تمام عالم در برابر مثنوی تعظیم می‌کنند.

چهره ماندگار فلسفه  با بیان اینکه در دنیا صدها تعریف از از فلسفه  است بیان کرد: فیلسوف کسی است که دنبال حقیقت است و از طرفی اگر از هنرمند سوال شود چه می خواهد، می گوید زیبایی. مولوی دنبال گره زدن حقیقت با زیبایی است. چرا؟ چون مولانا شنیده است، خود مولانا تخلصش خاموش است استادش هم خاموش بود، زیرا خاموشی مرحله ای از عرفان است و در سکوت حرفهای بسیاری است.

 

وی تصریح کرد: صوت ساخته می‌شود، از صوت حروف ساخته می شود و از حروف کلمه و بعد جمله. اما معنا از کجا می‌آید؟  از شنیدن.

 

هرگونه کپی برداری و انتشار مطالب از خبرگزاری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.
نظرات شما

نظرات شما

متن *

[کد امنیتی جدید]