کد خبر : 8209 شنبه 09 خرداد 1394 - 00:57:24
زیست-فناوری-ابزار-قدرت-است

زیست فناوری ابزار قدرت است

سیناپرس: دوران کودکی و نوجوانی اش در طبیعت اراک گذشته است و به قول خودش زمین بازی شان انتها نداشته و نوع بازی شان هم با تغییر فصل تغییر می کرده است.

بازی در میان درختان و گیاهان او را به زیست شناسی علاقمند کرد تا اینکه دانشگاه را با دبیری زیست شناسی آغاز کرد و در نهایت با کسب رتبه اول آزمون بورس دکتری خارج از کشور راهی یکی از معتبرترین دانشگاه های اروپایی در حوزه زیست شناسی شد و پس از طی دو دوره پسا دکتری به ایران بازگشت.

این جملات بخشی از زندگی دکتر سید مهدی سیدی عضو هیات علمی پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوری و معاون سابق علمی و پژوهشی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری است.

وی در گفتگو با خبرگزاری علم و فرهنگ(سیناپرس) معتقد است زیست شناسی مادر زیست فناوری است و کشوری که زیست شناسی قوی دارد به تبع، زیست فناوری قوی هم خواهد داشت.

دکتر سیدی با انتقاد از اینکه هنوز  زیست فناوری را به عنوان یک ابزار قدرت در کشور قبول نکرده ایم تاکید می کند که در حال حاضر برخلاف ما در دنیا اقتصاد مبتنی بر زیست فناوری مطرح است.

گفتگوی اختصاصی سیناپرس با دکتر سید مهدی سیدی را بخوانید:

اقای دکتر از دوران تحصیلات مدرسه برایمان بگویید؟

وقتی وارد مقطع ابتدایی شدم هنوز نظام قدیم آموزشی شامل دو شش سال در آموزش و پرورش اجرا می شد و نظام آموزشی جدید شامل 5 سال ابتدایی، 3 سال راهنمایی و چهار سال دوره دبیرستان تازه استقرار یافته بود.

دوران دبستان را در شهر قم گذارندم و پس از آن تا دریافت دیپلم در شهر اراک تحصیل کردم. محله ما در قم کمپ راه آهن بود که به دلیل شغل پدرم در این محله زندگی می کردیم. مقطع دبیرستان را در مدرسه ای به نام صمصامی بیات  که یک دبیرستان برجسته در شهر اراک بود در رشته تجربی گذراندم.

شرایط کنکور  و ورود به دانشگاه در آن زمان چطور بود؟

مهرماه سال 1361 آموزش و پرورش به دلیل کمبود نیرو اقدام به پذیرش از دارندگان دیپلم کرد که در آن شرکت کردم و به یکی از روستاهای شازند اراک اعزام شدم که برق نداشت و در آنجا یک سال زندگی بدون برق را تجربه کردم. در نهایت در سال 1362 در کنکور شرکت کردم و کارشناسی دبیری زیست شناسی دانشگاه اراک قبول شدم که در آن زمان مدرسه عالی علوم اراک نامیده می شد.

چرا زیست شناسی؟انتخاب این رشته بر اساس علاقه بود یا بر حسب اتفاق؟

بی نهایت از دوران کودکی با طبیعت اخت شده بودم و زیست شناسی در دوران دبیرستان بهترین و جذاب ترین موضوع برای من بود و دلیل عدم انتخاب رشته ریاضی- فیزیک با وجود جو این رشته در آن مقطع زمانی، علاقه شدید به زیست شناسی بود. دوران کودکی ما با طبیعت توام بود و در منطقه زندگی ما، باغات، تیغ زار ها و بیابان بود. تمام مدت روز را در طبیعت بازی می کردیم و زمین بازی ما انتها نداشت.

دوران دانشگاه چطور بود؟

موسس دانشگاه اراک شخصی به نام دکتر قریب، عضو هیات علمی دانشگاه تهران بود که به نام دخترشان یک مدرسه عالی در اراک به نام مدرسه عالی مرجان راه اندازی کرده بودند که پس از انقلاب اسلامی به مدرسه عالی علوم تغییر نام داد و دارای 5 رشته ریاضی، فیزیک، زیست شناسی، شیمی و ادبیات بود. مدرسه عالی تنها چند عضو هیات علمی داشت و اکثر اساتید ما از دانشگاه تهران به اراک می آمدند.

پس از اتمام دوره کارشناسی، در سال 1366 در کنکور کارشناسی ارشد که هر دانشگاه به صورت جداگانه برگزار می کرد شرکت کردم و همزمان در سه رشته کار شناسی ارشد پذیرفته شدم که از آن میان بدلیل علاقه وارد رشته علوم گیاهی دانشگاه تهران شدم.

از جمله اساتید ما در مقطع کارشناسی، مرحوم دکتر احمد قهرمان از اساتید دانشگاه تهران بود که بر روی فلور رنگی ایران فعالیت تحقیقاتی می کرد و گاه برای جمع آوری گیاهان به طبیعت اراک سفر می کرد که اکثر اوقات وی را همراهی می کردم؛ این موضوع هم یکی از عواملی بود که باعث افزایش علاقه من به این رشته شد.

پایان نامه دوره کارشناسی ارشدتان بروی چه موضوعی بود؟

موضوع پایان نامه مقطع کارشناسی ارشدم بر روی یک گیاه دارویی کشور به نام خشخاش سیاه بود که ماده ای به نام تبائین در آن ذخیره می شود و با کمی تغییر می توان از آن به عنوان دارویی برای ترک اعتیاد استفاده کرد.

برای اولین بار پس از انقلاب پایان نامه ای با استفاده از کشت بافت گیاهی انجام می شد و تحقیقات من بر روی دو واریته از گیاه خشخاش سیاه که یکی در شمال ایران در دره لار رشد می کند و دیگری که در غرب کشور بین مهاباد و سردشت رشد می کرد،  متمرکز بود.

نتایج تحقیقات کارشناسی ارشد من به راهنمایی دکتر ابراهیم زاده از چهره های ماندگار رشته زیست شناسی و رئیس شاخه زیست شناسی فرهنگستان علوم جهموری اسلامی منجر به ابداع روش جدیدی برای تشخیص این دو گیاه از هم شد که یک روش تشخیص شیمیایی بود. بخشی از پایان نامه نیز اختصاص به کشت سلول و بافت این گیاه داشت و برای اولین بار کشت تعلیقی موفق آن در ایران انجام شد.

پس از فارغ التحصیلی به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه اراک تدریس کردم تا اینکه در آزمون بورس دکتری خارج از کشور شرکت و نفر اول رشته علوم گیاهی شدم.

پس از آن از چند دانشگاه انگلیسی (مانند آمپریال کالج علوم و تکنولوژی لندن)، بلژیکی، کانادایی، سوئدی و .... پذیرش دریافت کردم. درنهایت با مشورت از یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه کشور سوئد به نام دکتر رشیدی که هم اکنون عضو هیات علمی دانشگاه تهران است، دانشگاه گوتنبرگ سوئد را انتخاب کردم.

در دوره دکتری روی چه موضوعاتی فعالیت تحقیقاتی تان را آغاز کردید؟

دوره دکتری را در انستیتو بوتان دانشگاه گوتنبرگ آغاز کردم که دارای بخش های فیزیولوژی، سیستماتیک و شیمی محیط زیست است، در بخش فیزیولوژی، تحقیقات در زمینه « نمو کلروپلاست در برگ» را آغاز کردم. کلروپلاست عامل سبزینگی برگ گیاهان است، نحوه نمو کلروپلاست یکی از سوالات اساسی در علم فیزیولوژی است چرا که در حال حاضر یکی از راه های بدست آوردن انرژی از طریق فتوسنتز مصنوعی است. به طوریکه اگر بتوان فتوسنتز گیاه را به صورت مصنوعی انجام دهیم موفق ترین سیستم تبدیل انرژی خورشید به انرژی شیمیایی پاک است.

تحقیقات دوره دکتری ام عمدتا بر روی یک نخود فرنگی بود که جهش پیدا کرده بود به طوریکه در تاریکی مشابه روشنایی رشد می کرد. معمولا گیاه در تاریکی، ساقه ای دراز و برگ های آن کوچک می ماند اما این گیاه جهش یافته مانند یک گیاه در روشنایی، در تاریکی رشد می کرد. این یک سوال بزرگ علمی بود که چه اتفاقی رخ می دهد که برگ در تاریکی هم توسعه می یابد و نمو کلروپلاست در این گیاه جدید با هر گیاهی که در تاریکی قرار می گرفت، تفاوت داشت. بررسی مکانیسم مولکولی این موتاسیون عمده کار رساله دکتری را به خود اختصاص داد.

همچنین یک دوره پسا دکتری در یکی از مراکز علمی آمریکا و یک انستیتو دیگر سوئد گذراندم و در سال 1385 به ایران برگشتم و هم اکنون به عنوان عضو هیات علمی پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوری به تحقیقات می پردازم.

آقای دکتر، تحقیقات در زمینه زیست فناوری در مراکز تحقیقاتی را چگونه ارزیابی می کنید؟

زیست شناسی مادر زیست فناوری است. کشوری که زیست شناسی قوی دارد به تبع، زیست فناوری قوی هم خواهد داشت. اخیرا تحقیقی درباره روند آموزش زیست فناوری در کشور آمریکا انجام دادم که نشان داد در هیچ کدام از دانشگاه های آمریکا رشته ای با نام زیست فناوری در هیچ مقطعی وجود ندارد در حالی که تاکید آنها بیشتر بر رشته زیست شناسی است چرا که اگر زیست شناسی به کاربرد برسد، زیست فناوری متولد می شود. به همین دلیل 40 درصد کل پتنت های دنیا در کل حوزه زیست فناوری متعلق به آمریکاست.

در حالیکه در ایران چندین رشته به نام های مختلف زیست فناوری در دانشگاه ها وجود دارد که عمدتا کار زیست شناسی انجام می دهند.  چنانچه بتوانیم زیست شناسی را در دانشگاه ها قوی کنیم به دنبال آن زیست فناوری در کشور قوی می شود.

زیست فناوری حوزه ای که هر سال در آن تحول رخ می دهد و اگر نتوان همزمان با دنیا دراین بخش حرکت کرد خیلی سریع از تحقیقات روز جهان عقب خواهیم ماند.

مهمترین مشکلات در این بخش چیست؟

اگر از مشکل کلان مدیریت عبور کنیم مشکل مهم بعدی  تجهیزات بخش زیست فناوری است. ما هنوز  زیست فناوری را به عنوان یک ابزار قدرت قبول نکرده ایم به طوری در دنیا اقتصاد مبتنی بر زیست فناوری مطرح است. در حالیکه اگر از نظر تجهیزات روز دنیا عقب بیفتیم قطعا قدرت رقابت از ما سلب خواهد شد.

از سوی دیگر به زیست شناسی آنطور که باید توجه نمی شود در حالیکه اگر به زیست شناسی به عنوان یک علم پایه، بها داده نشود نمی توان در زیست فناوری قدرتی بدست آورد.

در تمامی رشته های زیست شناسی شامل گیاهی، جانوری، سلولی و مولکولی، ژنتیک، میکروبیولوژی، سلولهای بنیادی و ... تجهیزات کافی و مناسب وجود ندارد.

در آزمایشگاه ها تجهیزات قدیمی و از کار افتاده وجود دارد و دانشجویان به جای اینکه تحقیقات را با تکنولوژی های روز انجام دهند از تکنولوژی های قدیمی استفاده می کنند.

همچنین در زیست فناوری ارتباطات بین المللی از اهمیت خاصی برخوردار است که متاسفانه در حال حاضر چندان در کشور پر رنگ نیست.

مشکلات آموزشی زیست شناسی در کشور چه مواردی است؟

هم اکنون زیست شناسی در 2 وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شکسته شده است در حالی که برخی رشته های زیست شناسی در دنیا متحول شده و کاملا تغییر کرده است و حتی برخی رشته در دنیا حدف شده اند اما همچنان در ایران ادامه دارند.

کشور از نظر تعداد دانشجو در رشته های زیست شناسی مشکلی ندارد اما از لحاظ اساتیدی که در بخش های مختلف و جدید زیست شناسی با علوم روز دنیا مجهز و به کشور بازگشته باشند با کمبود مواجه ایم.

به نظر شما تحقیقاتی که محققان ما انجام می دهند در مرزهای دانش است؟

 به نظر من وظیفه دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی در مرحله شناسایی مشکلات کشور است یعنی ابتدا باید مسائل و بخش های دارای مشکل کشور احصاء شود تا بروی آنها تحقیقات صورت گیرد.

به عنوان مثال اگر جنگل های بلوط کشور در زاگرس به دلیل یک حشره چند میلی گرمی نابود می شود، کار بر روی یک گیاه مدل که در ایران هم رشد نمی کند، و یا فعالیت بروی یک ژن خاص که مورد  علاقه یک آزمایشگاه آمریکاست، اصلا به درد کشور نمی خورد.

از زمانیکه به ایران برگشتم تمرکز فعالیت تحقیقاتی ام بر روی تولید یک رقم پایه از پسته است که مقاوم به شوری و خشکی باشد، است چراکه یک میلیون نفر از کشت و زرع پسته درآمد کسب می کنند و اگر بتوان 10 درصد محصول پسته را افزایش داد چند میلیون دلار به ورود ارز به کشور کمک خواهیم کرد. خشکی و شوری باعث شده که باغات پسته خشک شود.

بنابراین به مرز دانش اعتقاد دارم اما مرز دانشی که جهت دهی آن حل مشکلات کشور باشد.

نظرات شما

[کد امنیتی جدید]