کد خبر : 63587 سه شنبه 26 فروردین 1399 - 10:44:04
کرونا-ومدیریت-اقتضایی

مقاله رسیده/

کرونا ومدیریت اقتضایی

سیناپرس: نظریه پردازان سنتی مدیریت تلاش می کردند تا "بهترین راه" را برای فعالیت مدیران در وضعیتهای گوناگون، شناسایی کنند؛ اما نگرش اقتضایی "يک راه" براي انجام دادن کارها وجود ندارد و بر نسبيت و احتمالي بودن پاسخها در حوزه مديريت تأکيد دارد.

 نظریه پردازان سنتی مدیریت تلاش می کردند تا "بهترین راه" را برای فعالیت مدیران در وضعیتهای گوناگون، شناسایی کنند؛ به طوری که پس از دستیابی به اصولی جهانشمول، "مدیریت خوب" الزاماً در گرو یادگیری و نحوه به کارگیری آنها باشد. اما دیری نگذشت که پژوهشگران دریافتند که گاهی اوقات ضرورت دارد تا برخی از اصول سنتی (مانند وحدت فرماندهی فایول، مبنی بر اینکه هر یک از افراد فقط باید به یک رئیس پاسخ دهد)، برای دستیابی به نتایج بهتر، نادیده گرفته شوند. از این رو شکل گیری نظریه اقتضایی آغاز شد.
در اين نگرش (نگرش اقتضایی)، "يک راه" براي انجام دادن کارها وجود ندارد و بر نسبيت و احتمالي بودن پاسخها در حوزه مديريت تأکيد دارد. عوامل متعددي چون بافت تمدن فرهنگي، هويت ملي ،تاريخي و... همگي در موفقيت يا عدم موفقيت يک رويکرد دخيل اند. اين نگرش مديريتي بر شعار «هر چيزي به موقعيت بستگي دارد » استوار است.
رهیافت اقتضایی که گاهی رهیافت وضعیتی نیز نامیده می شود، بر اجتناب برتوجه صرف به روشهای موجود تأکید دارد؛ در واقع، ضرورت مدیریت بر مبنای اقتضا از این واقعیت نشأت می گیرد که عملکرد مدیر در هر زمان، باید با توجه به "موقعیت و مجموعه شرایط فعالیت وی" ارزیابی شود . وظیفه نظریه و علم، تجویز یک عمل برای یک وضعیت خاص نیست، بلکه یافتن روابطی بنیادی، فنون اساسی و سازماندهی دانش موجود بر مبنای مفاهیمی روشن است؛ زیرا نحوه کاربرد فنون مذکور در عمل، به وضعیت بستگی دارد؛ از این رو تدکید می شود که "مدیریت مؤثر"، همواره بر مبنای شناخت مقتضیات تحقق می پذیرد.
بنابر این بر اساس رویکرد اقتضایی، تلاش می شود تا واکنشهای مدیریتی با مسائل و فرصتهای منحصر به فرد وضعیتهای گوناگون، هماهنگ گردد. استفاده از رویکرد اقتضایی، اهمیت خاصی در مدیریت امروز دارد؛ به طوری که کاربرد این رویکرد به همه وظایف مدیریتی تسری یافته است. برای مثال مفهوم بوروکراسی از نظر ماکس وبر، برای معرفی شکل مطلوب و مناسب سازمان مطرح شد؛ ولی اگر با نگرش اقتضایی به طرح بوروکراتیک سازمان نگریسته شود، این طرح فقط به مثابه یکی از الگوهای سازماندهی قابل استفاده است؛ یعنی انتخاب بهترین ساختار برای هر وضعیت معین، به عوامل چندی بستگی دارد؛ از جمله "میزان تغییرات محیطی"، "فن آوری عمده سازمان" و "راهبردی که سازمان دنبال می کند"، "اندازه سازمان" و "شبکه های قدرت و کنترل در سازمان"؛ با توجه به این عوامل، فقط هنگامی که محیط نسبتاً پایدار باشد و عملیات آن قابل پیش بینی باشد و اندازه آن بزرگ باشد، استفاده از ساختار بوروکراتیک، بهترین کارکرد را خواهد داشت؛ یعنی در سایر وضعیتها باید از گزینه های دیگر ساختاری استفاده شود. در واقع بر مبنای رویکرد اقتضایی، "ساختاری که برای یک سازمان مفید است، ممکن است برای یک سازمان دیگر فاقد مطلوبیت باشد" و حتی گفته می شود "آنچه که در یک زمان خوب عمل می کند، ممکن است در آینده (به دلیل تغییر مقتضیات) خوب عمل نکند".
شعور متعارف نیز ضرورت استفاده از "رهیافت اقتضایی" در رفتار مدیریت را تأیید می کند. از آنجا که سازمانها از حیث اندازه، هدفها، نوع فعالیتها و مانند آن، با هم تفاوت دارند، یافتن اصول جهانشمولی که در همه شرایط و وضعیتهای سازمانی گوناگون کارساز باشند، عجیب به نظر می رسد. به همین دلیل می توان گفت که: "همه چیز بستگی دارد به ..." و این پرسش را مطرح کرد که "به چه چیز بستگی دارد؟". پژوهشگران مدیریت تلاش می کنند در پاسخ به این پرسش، "متغیر ها" یا "چیزها" را شناسایی کنند.
 در شکل 1،چهار متغیر مشهور اقتضایی، که از میان حداقل یکصد متغییر گوناگون انتخاب شده اند، ارائه گردیده است. این متغیرها به طور متداول مورد استفاده قرار می گیرند و تصوری برای درک معنی متغیر اقتضایی ارائه می کنند:
شکل 1:چهار متغیر مشهور اقتضایی
 آثار برخی از متغیرهای مشهور اقتضایی در تعیین موقعیت مدیریت:
۱- اندازه سازمان- بر تعداد افراد هر سازمان دلالت دارد و تأثیر عمده ای بر نحوه عملکرد مدیران دارد؛ زیرا هر اندازه سازمان افزایش یابد، مسأله ایجاد هماهنگی در آن نیز افزایش می یابد، برای ایجاد هماهنگی در یک سازمان ۵۰ نفره باید از ساختار ویژه ای استفاده شود که با ساختار مناسب برای یک سازمان ۵۰۰۰۰ نفره بسیار متفاوت است.
۲- تکراری بودن فن آوری تولید- هر سازمانی برای دستیابی به اهداف خود از نوعی فن آوری استفاده می کند که به منظور تبدیل ورودی به خروجی مورد استفاده قرار می گیرد. اگر فن آوری تکراری باشد، ساختارهای سازمانی، سبکهای رهبری، و سیستمهای کنترلی مورد نیاز سازمان با آنچه که در سازمانهای دارای فن آوری غیر تکراری مورد نیاز است، تفاوت ندارند.
۳- عدم اطمینان محیطی- میزان عدم اطمینان ناشی از تغییرات مستمر در محیطهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فن آوری و سیاسی بر فراگرد مدیریت اثر می گذارد. آنچه که برای یک محیط پایدار و قابل پیش بینی خوب کار می کند، ممکن است برای یک محیط غیر قابل پیش بینی و در حال تحول سریع و مستمر، کاملاً نامناسب باشد.
۴- تفاوتهای فردی- افراد از حیث میزان تمایل به رشد، میزان بلوغ، استقلال، تحمل ابهام و انتظارات و نظایر آن با هم تفاوت دارند. این گونه تفاوتها بویژه هنگامی اهمیت می یابند که مدیر بخواهد با توجه به وضعیت نیروی انسانی، از میان روشهای انگیزش، سبکهای رهبری و طراحیهای شغلی، گزینه های مناسبی را به کار گیرد.
با آنچه درمورد نگرش اقتضایی وصف شد ،می توان گفت که امروز،ویروس کرونا ،مردم جهان وبه تبع آن مدیریت را دروضعیت اقتضایی  قرارداده است.
ویروس کرونا نشان دادمانندروشهای کلاسیک مدیریت، نمی توان فارغ از محیط وآنچه درمحیط اتفاق می افتد ،جامعه وسازمان را مدیریت کردزیرا به وضوح قابل مشاهده است که یک ویروس به عنوان یک عامل خارجی چه برسر اقتصاد،فرهنگ،اجتماع و...آورده است.
کرونا ثابت کرد که عوامل خارجی همیشه ثابت ،تکراری ،قابل پیش بینی وقابل برنامه ریزی و کنترل نخواهد بودو مدیری موفق خواهد بود که بتوانددرزمان بروز بحران، سریعا مشکل رادرک کرده وبه صورت اقتضایی باروشهای نوین وخلاقانه ومبتنی بر ظرفیتها،امکانات ،توانمندی ها ،منابع ونقاط قوت به شکل بومی والبته بادرنظرگرفتن نقاط ضعف ،محدودیتهای فرهنگی،شرعی،اخلاقی،اقتصادی و...باحداقل هزینه های مالی وانسانی نسبت به مهارمشکل اقدام کند.
کرونا نشان دادکه همیشه نباید به صورت سنتی درصدد مدیریت برتعداد محدودی بود، بلکه ممکن است گاهی نیازباشد چند میلیون یا چند میلیارد انسان دریک بازه ی زمانی مدیریت شوند.
کرونا به همه یاد داد که به مقوله ی بهداشت هم باید مانند اقتصاد ،سیاست وفرهنگ به صورت فراملی نگاه کرد زیرا مبارزه با این ویروس مهلک نیازمند عزم بین امللی است وبایدبه  کشورهایی که به هردلیل قادر به مبارزه با این بیماری نبوده اند،کمک شود والا این ویروس همچنان بلای جان انسانها خواهد بود ،به عبارت دیگر باید یک نگاه سیستمی درکل جهان به این موضوع داشت والا فعالیتهای جزیره ای درهرکشور به صورت جداگانه مثمر ثمر نخواهد بود.
این ویروس باید به اندازه کافی به انسانها آموخته باشد که مدیریت به معنای کلاسیک وجهانشمول خصوصا دربحرانها هرگز مفید نخواهد بود وهرکشوی باید با توجه به فرهنگ عمومی ومقتضیات فرهنگی خود ،چاره ای برای حل مشکلات خود کنند، کما اینکه قرنطینه به روش دولت چین ،باتوجه به ویژگی های فرهنگی –اجتماعی مردم ما قابل اجرا نبود.
ادامه ی تحریمهای دارویی ایران،سرقت محموله های ماسک کشورهای اروپایی توسط آمریکا،تنها ماندن ایتالیا درمبارزه باکرونا وعدم حمایت اتحادیه ی اروپا ازاین کشور،منع ارسال ماسک وتجهیزات بهداشتی ازآمریکا به کانادا وافزایش رفتارهای"فردگرایانه ی" لیبرالیستی وسرمایه داری دربحران کرونا،اثبات می کند کشورها باید همواره بانگاهی به درون وباتوجه به توانمند ی های بومی خود بربحرانها غلبه کنند.
کار جهادی کادر بهداشت ودرمان کشورساخت کیتهای تشخیص کرونا،دستگاههای تنفس مصنوعی درشرکتهای دانش بنیاد کشور،تشکیل گروههای جهادی درتولید اقلام بهداشتی ،ضد عفونی معابر وکمک به خانواده های نیازمندموید این موضوع است.
حسن ختام اینکه باید به جای تکیه برروشهای سنتی وبرنامه ریزی های عادی ،ساختارهای آموزشی کشور به پرورش "مدیران اقتضایی"مبادرت کنند.مدیرانی که توانایی روبروشدن با مشکلات جدیدرادرهرزمان ومکان داشته باشند، به سرعت درمیدان حاضرباشند،شرایط رابه درستی تجزیه وتحلیل کنند وبا تکیه بر روشهای خلاقانه ونوین به مدیریت وضعیت بپردازند.
به هرحال یک مدیر یادگیرنده ویک سازمان یادگیرنده باید از ویروس کرونا ونتایجی که درسطح دنیا به بارآورده است ،آنچه را برای مدیریت اقتضایی سازمانها دارای اهمیت است را فراگرفته واجرایی نمایند.

نویسنده: دکتر غلامرضا قجاوند- مهندس احمد رضا پایداری


 

نظرات شما

[کد امنیتی جدید]

آخرین ها  | برگزیده ها برترین ها