کد خبر : 62893 شنبه 02 آذر 1398 - 18:08:44
کودک-استثنائی-را-از-کودکان-دیگر-جدا-نکنیم

گفتگوی سیناپرس با روانشناس و مشاور کودک و نوجوان :

کودک استثنائی را از کودکان دیگر جدا نکنیم

سیناپرس: وقتی کلمه استثنایی به گوش می رسد هر کسی به اندازه توان ذهنی و معلومات خویش از آن برداشتی دارد، اما نحوه رفتارما با انها بسیار متفاوت و البته موثر در بهبود درمان انها دارد.

انسانهای اهل علم و بصیرت با این کلام برخوردی منطقی و عاقلانه دارند. اما افرادی هم هستند که متاسفانه برخوردی غیرمنطقی و غیرانسانی با این کلام دارند و کودک استثنایی را برای خود چنان تعبیر می کنند که گویی این کودک بنده خدا نیست. برایش همان تعبیری را می کنند که برای بندیان تیمارستان اطلاق می شود و این دور از انصاف است. طبیعت با همه زیبایی اش هزاران پدیده را در خود جای داده است، پستی ها، بلندی ها، زیبایی ها، زشتی ها، گل ها، خارها، که اگر عاقلانه تعمق شود همه زیبایی است. پس چگونه می توان انتظار داشت که در یک جامعه انسانی تفاوتی به چشم نخورد، بله تفاوت ها وجود دارد اگر با این تفاوت ها که منظور تفاوت های فردی – ذهنی – جسمی است برخوردی انسانی و خداپسندانه کرد و به آن ارزش داد آنگاه باید گفت که اجتماع، اجتماع انسانی است. همانگونه که برای یک کودک تیزهوش و نابغه سنگ افتخار به سینه زده می شود در حالیکه او هم به دنبال خود کلمه استثنایی را یدک می کشد پس منصفانه نیست که برای هم نوعش که دارای معلولیتی هست این کلام را خودخواهانه تعبیر کنیم.اینکه

 موضوع گفتگوی سیناپرس با بهارک فرخی،روانشناس  و کارشناس ارشد خانواده درمانی و مشاور کودک و نوجوان است.

به گفته وی، کودک استثنائی اول یک کودک است ( انسان است با همه خصوصیات و صفاتی  که دیگر انسانها دارند) و بعد کودکی است با خصوصیات، تفاوتها، و ویژگیهای انسانی نسبت به همه کودکان دیگر در حقیقت همه افراد از نقطه نظر خصوصیات مختلف جسمانی (بیولوژیکی) ذهنی، روانی، عاطفی، سازگاری اجتماعی و غیره یکسان نبوده نسبت به همدیگر تفاوتهای خاصی را دارا می باشند. بنابراین کلمه “استثنائی” بطور اعم و به معنای دقیق علمی خود

نمی تواند فقط به گروههای خاصی از افراد جامعه اطلاق شود و به تمام افراد بشر

 می توان گفت هر کدام برای خود یک استثناء می باشند. مشاور کودک و نوجوان افزود:به عقیده ساموئل کرک،محقق روانشناسی ممکن است کودک استثنائی دارای هوش برتر و یا پائین تر از دیگران باشد و به خوبی دیگران نشنود و یا نبیند، بخوبی دیگران تحرک نداشته باشد، در تکلم به اندازه دیگران رشد نکند و یا بالاخره نسبت به همسالان خود رفتاری متفاوت داشته باشد. کرک این گونه تفاوتها را تفاوتهای بین فردی می دانند به این معنی که کودک به نحوی با دیگران فرق دارد.

فرخی در ادامه با بیان اینکه  تفاوتهای درون فردی،کودک استثنائی را از کودکان دیگر مشخص می کند تصریح کرد:  کودک استثنائی مثل کودک عادی است فقط در بعضی جنبه ها انحراف دارد به هرحال این تفاوتها یا انحرافات را با توجه به مشکلاتی که برای کودکان فراهم می کند به ۵ دسته طبقه بندی می کنند که عبارتند از:

۱ -اعمال هوشی : اشخاص ممکن است براساس کیفیت اعمال هوشی یعنی وقتی نتوانند تکالیفی را که جامعه به عنوان نشانه هایی از پیشرفت هوش تعیین کرده است انجام دهند در این گروه قرار دارند.

۲ - اعمال حرکتی:  شخصی در فعالیت های حرکتی (( فعالیت عضلانی که به نوعی حرکت منجر می شود)) ممکن است به عنوان استثنائی  دیده شود

 و این امر بستگی به انحراف از یک فرد عادی دارد.

۳-اعمال حسی: وقتی شخصی در یکی از اعمال یا زمینه های حسی (بینایی، شنوایی، لامسه،چشایی و یا بویایی) نواقص داشته باشد.

۴- اعمال شخصیتی: شخصی که رفتارش فرمهای اجتماعی را نقض می نماید.

۵- اعمال اجتماعی : وقتی فردی در سازگار و تطبیق خویش در موقعیتهای اجتماعی با مشکلاتی روبرو می شود.

کارشناس ارشد روانشناسی گفت: طبقه بندی فوق به میزان بسیار زیادی تحت تاثیر اجتماعی که فرد در آن زندگی می کند قرار می گیرد و جنبه اجتماعی شرایط استثنائی دو عامل را در بر می گیرد:

 الف- عامل شدت  ب- عامل گسترش  (مجموعه اثری که شرایط استثنائی بر دیگر افراد می گذارد) که کودکان تیزهوش را در بر می گیرد. .

 

*شناسایی و درصد کودکان استثنائی

 تاخیر در راه رفتن، تاخیر در حرف زدن، عدم استقرار و سکون، عدم توانائی در انجام امور در حد سن خود و مانند آن زنگهای خطری هستند که وجود کودک غیرطبیعی را اعلام می دارند.

مشاور کودک و نوجوان با اشاره به این مطلب خاطرنشان کرد:خانواده در آغاز این مسئله را غیرجدی تلقی نموده و سعی می کند با توجیهاتی هر چند سطحی خود را راضی کند ولی بعد از مدتی اختلالات بارزتر می شود و خانواده دیگر قدرت توجیه را از دست می دهد و کندی رشد ذهنی کودکش یا دیگر اختلال را حدس می زند، پدر و مادر از داشتن چنین کودکی به شدت رنج می برند. گاه خود را سرزنش می کنند و یا با نهایت ملاطفت حداکثر کوشش خود را بطور مادی و معنوی به پای کودک می ریزند، گاه خود را مقصر می دانند حتی خانواده از هم می پاشد و یا آنکه ازاطرافیان و دوستان کم کم جدا می شوند و خود را با کودک زندانی خانه می کنند، و گاه علت را عقوبت الهی و یا آنکه شانس به خود می دانند و چه بسیارند خانواده هایی که از هر مکانیسمی برای توجیه خود استفاده می کنند جز آنکه علت را ریشه یابی و مشکل را حل کنند.

*اهمیت آموزش کودکان استثنائی

    کودکان استثنايي، افرادي هستند که براي شکوفا ساختن استعدادهاي بالقوه و انساني شان نیاز به آموزش هاي ويژه و خدمات مربوط به آن دارند.

کارشناس ارشد روانشناسی در این باره گفت: منظور از آموزشهاي ويژه يعني طرح برنامه اي که بتواند نيازهاي بي همتايي کودکان استثنايي را برآورده سازد.

خدمات آموزشهاي ويژه فراوان براي کودکاني که به نوعي با افراد عادي تفاوت دارند هم اکنون در اختيار است.

فرخی با بیان اینکه آموزش و پرورش کودکان استثنايي بايد جرئي از آموزش و پرورش براي همه کودکان باشد تاکید کرد: همانند ديگر کودکان، اين کودکان نيز بايد قسمت اصلي و اساسي از طرح کلي نظام آموزشي باشند. خارج کردن دانش آموزان استثنايي به طور مطلق از برنامه  عادي و معمولي آموزش و پرورش، بدين معني است که ما آنان را از آشنايي و تماس با همسالان و مربيان عادي خود دور کرده و تاکيد در جدا کردن و دور نگاه داشتن آنان از روال عادی داریم.

 

*گروه بندي دانش آموزان استثنايي

   به گفته کرک که خود یک محقق در این زمینه است گروه بندی دانش آموزان استثنائی بدین شرح است:

۱-انحرافات هوشي : دانش آموزان تيزهوش و کندذهن

۲-نقايص حسي: دانش آموزان کم شنوا، ناشنوا، کم بينا و نابينا

۳-دشواريهاي ارتباطي : دانش آموزان با مشکلات تکلمي و دانش آموزان با نارسايي هاي ويژه يادگيري

۴-نابهنجاري هاي رفتاري : دانش آموزان با اختلالات رفتار

۵-دشواريهاي حرکتي : دانش آموزان با معلوليت هاي بدنی

 

*بررسی های آماری کودکان استثنائی

 مطابق آمار تائید شده یونسکو ۱۰ الی ۱۵ درصدهر جامعه را افراد استثنائی تشکیل می دهند. براساس آمارهای موجود حدود ۲/۵ تا ۴ درصد کل جمعیت را عقب ماندگان ذهنی تشکیل می دهند . به عنوان مثال از جمعیت حدود ۵۰ میلیون نفری در حدود ۱ میلیون و دویست هزار نفر عقب مانده ذهنی هستند و از این گروه حدود ۷۵ تا ۸۰% آنها عقب ماندگان سطحی هستند که قادرند تا حدی با برنامه های خاص آموزش و پرورش نیازهای اولیه خود را برآورده سازند.   طبق نظر کارشناسان استثنائی بطور متوسط حدود‌ ۱۲ درصد از کودکان و دانش آموزان سنین مدرسه (۷ الی ۱۸ سال و یا  ۶ الی ۱۷ سال)  نیاز به بهره گیری از برنامه های آموزش استثنائی دارند.

خبرنگار: لادن سلطانی

نظرات شما

[کد امنیتی جدید]