کد خبر : 21492 شنبه 22 آبان 1395 - 14:07:42
اقتباس-ابزاری-مهم-در-آفرینش-هنر-از-هنر-است

کنش اقتباس و انواع آن از منظر دکتر شهبازی

اقتباس ابزاری مهم در آفرینش هنر از هنر است

سیناپرس: غلامرضا شهبازی، فارغ‌التحصیل کارشناسی ادبیات نمایشی و کارشناسی ارشد سینما از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر تهران و دکتری تاریخ هنر از همین دانشگاه است و سابقه فراوانی در کارگردانی و بازیگری در سینما و تئاتر دارد.

دکتر شهبازی، استاد دانشگاه هنر و صاحب تالیف و ترجمه‌های متعددی است و ترجمه کتاب"راهنمای عملی تئاتر ماسک"، نوشته توبی ویلشر جدیدترین اثر اوست که توسط انتشارات سمت منتشر شده است.

 دکتر شهبازی، درباره جایگاه اقتباس در میان شاخه‌های مختلف هنرگفت:امروزه اقتباس در هنر و ادبیات به مثابه یکی از ابزار مهم بازتولید هنری و در واقع آفرینش هنر از هنر مورد توجه پژوهشگران است و آثار اقتباسی بخش مهمی از تولیدات ادبی و سینمایی را تشکیل می­دهند.در اینجا با مفهوم واژه ی اقتباس،کنش اقتباس  و جنبه­های گوناگون این کنش و انواع آن از دیدگاه دبورا کارتمل آشنا می­شویم.

وی افزود: برخی معناهای اقتباس در زبان فارسی عبارت اند از:گرفتن،اخذ کردن،فراگرفتن آتش،فراگرفتن دانش از کسی، فایده دادن، اندکی از قرآن و یا حدیث در عبارت خود آوردن بی اشارتی و جایز است تغییر آن برای وزن شعر یا امر دیگری و...در زبان انگلیسی هم اقتباس(adaptation) به  مناسب­سازی چیزی برای استفاده­ ی نو و موقعیت جدید وچیزی که در نتیجه­ ی انطباق چیزی دیگر ساخته شده، به ویژه، متنی که برای اجرای صحنه ­ای، اجرای رادیویی  و ...ساخته می­شود،معنا می­گردد.

استاد دانشگاه هنر تاکید کرد: باید توجه داشت که وقتی از اقتباس بحث می­کنیم، عبارت کنش اقتباس رساتر است.می دانیم که در کنش،عمل و فعل صورت می گیرد و عمل کننده با قصد عمل می کند.یعنی اندیشه ای وجود دارد،سپس تصمیم آگاهانه ای گرفته می شود و هدفی پی گرفته می­شود.بنابراین وقتی به جای اقتباس از کنش اقتباس استفاده کنیم بر نوعی فعالیت تاکید می کنیم.یعنی اقتباس،نوعی فعل است نه انفعال و پذیرش.اصطلاح کنش اقتباس اهمیت فعالیت و خلاقیت در فرآیند اقتباس را به نوعی یادآور می­شود.

دکتر شهبازی درباره انواع اقتباس گفت:جولی ساندرز در کتاب خود با عنوان اقتباس و تصاحب به یکی از  دسته ­بندی ­های مشهور برای اقتباس یعنی دسته ­بندی دبورا کارتمل(Deborah Cartmell) ، اشاره می­کند و آنها را تشریح می­کند. دبورا کارتمل سه نوع اقتباس را مطرح می­کند:انتقال ،تفسیر وقیاس.

به گفته کارگردان و مدیر گروه تئاتر «هزارجامه»  در انتقال، متنی از یک گونه مثلا رمان گرفته می­شود و با قراردادهای زیبایی شناسانه­ ی گونه­ ای متفاوت فی المثل فیلم به مخاطبان جدیدی عرضه می­شود.اما خیلی اقتباس­ها از رمان­ها و دیگر اشکال،شامل لایه ­های بیشتری از انتقال­ اند، که نه تنها از لحاظ گونه ­ای در متون منبع تغییر ایجاد می­کنند، بلکه از لحاظ فرهنگی،جغرافیایی و زمانی تغییراتی در متون منبع می­دهند.فیلم رومئو ژولیت ویلیام شکسپیرساخته­ی باز لورمان مثالی از اقتباس انتقالی است.رویدادهای این فیلم در آغاز قرن بیست­ و­یکم در ورونابیچ فلوریدا اتفاق می­افتد و رومئو و ژولیت، فرزندان خانواده­های کاپیولت و مونتاگیو­اند که دشمنان قسم­خورده­ی هم در دنیای تجارت ­اند. در اینجا سلاح­های نوین، جایگزین شمشیرها می­شوند.به این فرآیند «کنش تقریب» می­گویند. نمونه ­های فراوانی را می­توان مثال زد که در روند اقتباس،انتقال فرهنگی،جغرافیایی و زمانی صورت می­گیرد که توام با نوعی به­روز کردن است.با این شیوه می توان اثر را از لحاظ زمانی ،جغرافیایی یا اجتماعی به چارچوب ارجاعی تماشاگر نزدیک­ترکرد.

دکتر شهبازی افزود: دومین نوع اقتباس در دسته ­بندی کارتمل، تفسیر است.در این نوع اقتباس، اقتباس ­گر از تقریب ساده فاصله می­گیرد و به سوی پدیده­ ای با بار فرهنگی بیشتر، حرکت می­کند. این نوع اقتباس با تفسیر سیاسی متن منبع و معمولا با تغییر یا افزودن، همراه است.در اقتباس تفسیری، عموما شکاف­ هایی که در متن منبع وجود دارد، مورد توجه قرار می­گیرد.به عنوان مثال، در این نوع اقتباس بر جنبه­های استعماری موجود در آثاری نظیر رابینسون کروزوئه نوشته­ی دانیل دفو یا طوفان شکسپیر و پیوند آن با تاریخ استعمار تاکید می­شود.این نوع آثار اقتباسی تفسیری، برای آن که بیشترین تاثیر را بر مخاطب داشته باشند، متکی بر آگاهی مخاطب بر  رابطه ­ی اثر اقتباسی با منبع آن می باشند.در این نوع اقتباس­ها معمولا از متون آشنا برای مخاطبان، استفاده می­شود و تصاویر و لحظاتی مورد استفاده قرار می­گیرند که تماشاگر با آنها مانوس است و می تواند تشابهات و تفاوت­های ایجاد شده را، دریابد.

وی افزود:سومین نوع اقتباس از دیدگاه کارتمل،اقتباس قیاسی ­ست.در این نوع اقتباس، آگاهی بینامتنی تماشاگر اهمیت کمتری پیدا می­کند.در این نوع از اقتباس،می­توان عناصری از منبع اقتباس را با اثر اقتباسی قیاس کرد و یک رابطه ی تناظری میان بعضی از عناصر تشخیص داد. نمونه ­ی سینمایی این نوع اقتباس،فیلم اینک آخرالزمان،ساخته ­ی فرانسیس فورد کاپولاست.این اثر که اقتباسی از رمان دل تاریکی نوشته ­ی جوزف کنراد است به جای کنگو در ویتنام می­گذرد و می توان وقایع رمان و رویدادهای فیلم و شخصیت­ها را در منبع اقتباس و اثر اقتباسی با هم قیاس کرد.اگرچه فیلم برای تماشاگر ناآشنا  با رمان کنراد ،هنوز واجد جذابیت ­های فراوان است.

 

گفتگو: مهرداد نصرتی        

 

نظرات شما

[کد امنیتی جدید]